تبليغاتX
هیچکس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت
عاقبت خاک گل کوزه گران خواهیم شد ........ پس چرا ؟



بهترين لحظات زندگي

- عاشق شدن

- آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

- بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

- برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

- به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

- به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی

- از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !

- آخرین امتحانت رو پاس کنی

- کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت می خواد ببینیش بهت تلفن کنه

- توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی کردی پول پیدا کنی

- برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

- تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه

- بدون دلیل بخندی

- بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می کنه

- از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می تونی بخوابی !

- آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می یاره

- عضو یک تیم باشی

- از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

- دوستای جدید پیدا کنی

- وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !

- لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

- کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
- یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده

- عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

- یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره

- یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی

 

اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

قدرشون روبدونیم زندگی یک مشکل نیست که باید حلش کرد بلکه یک هدیه است که باید ازش لذت برد .
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده ، تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده.

"چارلی چاپلین"

 




| +| نوشته شده در یکشنبه 5 مهر1388 و ساعت 14:54 توسط آزاده |


داني زچه رو ديده ما ميگريد
در ماتم شاه اوليا مي گريد
تنها ز غمش اهل زمين گريان نيست
عيسي بفلک از اين عزا ميگريد
شد کشته بمحراب عبادت حيدر
هر ديده بحال مرتضي مي گريد
بـا گفتن "قد قتل" ز جبريل امين
در خلد برين خير نساء ميگريد





| +| نوشته شده در سه شنبه 17 شهریور1388 و ساعت 15:16 توسط آزاده |


هزار و يك بار عشق

يکم بار که عاشق شد , قلبش کبوتر بود و تنش از گل سرخ, اما عشق آن صياد است که کبوتران را پر می دهد و آن باغبان است که گلهای سرخ را پرپر می کند, پس کبوترش را پراند و گل سرخش را پرپر کرد.

دوم بار که عاشق شد , قلبش آهو بود وتنش از ترمه و ترنم , اما عشق آن پلنگ است که ناز آهوان و مشک آهوان نرمش نمی کند , پس آهويش را دريد و تنش را به طوفان خود تکه تکه کرد که عشق طوفان است و نه ترمه می ماند و نه ترنم.

سوم بار که عاشق شد , قلبش عقاب بود و تنش از تنه سرو, اما عشق آن آسمان است که عقابان را می بلعد و آن مرگ است که تن هر سروی را تابوت می کند , پس عقابش در آسمان گم شد و تنش تابوتی روان بر رود عشق.

و چهارم بار و پنجم بار و ششم بار و هزارم بار

هزار و يکم بار که عاشق شد , قلبش اسبی بود از پولاد و آتش و خون و تنش از سنگ و غيرت و استخوان, و عشق آمد در هيئت سواری , با سپری و سلامی بر قلبش نشست و عنانش را کشيد, آن چنان که از جا کنده شد.

سوار گفت : از اين پس زندگی ميدان است و حريف خداوند , پس قلبت را بياموز که:

عشق کار نازکان نرم نيست عشق کار پهلوان است ای پسر
آنگاه تازيانه ای بر سمند قلبش زد و تاخت و آن روز روز نخست عاشقی بود.




| +| نوشته شده در چهارشنبه 4 شهریور1388 و ساعت 18:40 توسط آزاده |


مادر ...

زن عشق میکارد و کینه درو می کند !

دیه اش نصفه دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر !
می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی !
برای ازدواجش در هر سنی اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی !
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی !
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب میکنی !
او درد می کشد و تو نگرانی که دختر نباشد ...
او بیخوابی میکشد و تو خواب حوریان بهشتی میبینی !
او مادر میشود و همه جا میپرسند نام پدر ! ! !

زنده یاد دکتر علی شریعتی




| +| نوشته شده در سه شنبه 20 مرداد1388 و ساعت 17:24 توسط آزاده |


ميلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علي بن ابيطالب، مبارک باد.





| +| نوشته شده در یکشنبه 14 تیر1388 و ساعت 17:9 توسط آزاده |


خداحافظ همین حالا


خداحافظ همین حالا
همین حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطی که بفهمی تر شده چشمام
خداحافظ کمی غمگین به یاد اون همه تردید
به یاد آسمونی که منو از چشم تو می دید
اگه گفتم خداحافظ نه اینکه رفتنت ساده است
نه اینکه میشه باور کرد دوباره آخر جاده است
خداحافظ واسه اینکه نبندی دل به رویاها
بدونی بی تو و با تو همینه رسم این دنیا

خداحافظ
خداحافظ
همین حالا

خداحافظ




| +| نوشته شده در دوشنبه 8 تیر1388 و ساعت 18:5 توسط آزاده |


زهرا اگر نبود ...
 

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت
توحید انعکاس نمایانتری نداشت

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن
ملک وجود فلسفه دیگری نداشت

زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت
دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت

فرموده اند در برکات وجود او
زهرا اگر نبود علی همسری نداشت

محشر بدون مهریه ی همسر علی
سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت

حتی بهشت با همه نهرهای خود
چنگی به دل نمی زد اگر کوثری نداشت

دیروز اگر به فاطمه سیلی نمی زدند
دنیا ادامه داشت، دگر محشری نداشت




| +| نوشته شده در پنجشنبه 7 خرداد1388 و ساعت 11:20 توسط آزاده |


من .... سهراب....

من عاشق صدای پای آبم وتوانستم به سیبی خوشنودباشم
گرچه شهرمن کاشان نیست ولی من نیزبه آغازرفتن نزدیکم
وسفرهاکرده ام ازدانه به گل ماه به حوض وجنگهابایک آواز
زندگی رسم خوشایندیست
همانگونه که سهراب خواست
من بدون چتر زیرباران رفته ام وخاطره رازیرباران برده ام
وفکرکرده ام ونپرسیدم کجایم ونپرسیدم چراقلب حقیقت آبی است
یاکه فواره اقبال کجاست
صدای آب صدای گامهای سهراب درتاریکی اندوه من است
وسهراب به من گفت
بدنگویم به مهتاب اگرتب دارم
ونترسم ازمرگ مرگ پایان کبوترنیست






| +| نوشته شده در جمعه 18 اردیبهشت1388 و ساعت 16:21 توسط آزاده |


بیایید مثل گل باشیم

مثل گل باشیم که" ز خاک تیره میروید اما نگاهش بر شعاع آفتاب است.
مثل گل باشیم : در زمین است اما بهشتی است ،بهشتی غریب.
مثل گل باشیم ،همیشه متبسم و شکفته.
مثل گل باشیم : همنشین خار است ، اما سراسر زندگی اش همچنان گل می ماند.
مثل گل باشیم که در عین زیبایی ، سراپایش وقار و شرم و حیا است.
مثل گل باشیم : یاد آور بهشت.
مثل گل باشیم: سراپا مهربانی و لطف و ایثار و سخاوت.
مثل گل باشیم : پس از مرگ،بذر زندگی بخش گل های دیگری باشیم.
مثل گل باشیم"که عاشق نور است
"




| +| نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388 و ساعت 15:31 توسط آزاده |


... خدا ... من
من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید
خدا گفت : نه
آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی

من از خدا خواستم که بدنم را کامل سازد
خدا گفت : نه
روح تو کامل است . بدن تو موقتی است

من از خدا خواستم به من شکیبائی دهد
خدا گفت : نه
شکیبائی بر اثر سختی ها به دست می آید. شکیبائی دادنی نیست بلکه به دست آوردنی است

من از خدا خواستم تا به من خوشبختی دهد
خدا گفت : نه
من به تو برکت می دهم
خوشبختی به خودت بستگی دارد

من از خدا خواستم تا از درد ها آزادم سازد
خدا گفت : نه
درد و رنج تو را از این جهان دور کرده و به من نزدیک تر می سازد

من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
خدا گفت : نه
تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی

من از خدا خواستم به من چیزهائی دهد تا از زندگی خوشم بیاید
خدا گفت : نه
من به تو زندگی می بخشم تا تو از همۀ آن چیزها لذت ببری

من از خدا خواستم تا به من کمک کند تا دیگران همان طور که او دوست دارد ، دوست داشته باشم
خدا گفت : ... سرانجام مطلب را گرفتی




| +| نوشته شده در یکشنبه 16 فروردین1388 و ساعت 15:27 توسط آزاده |


سال نو مبارک

مهربان من

درشکفتن جشن نوروز برایت در همه ی سال سرسبزی جاودان وشادی ،اندیشه ای پویا و ازادی و برخورداری از همه نعمتهای خدادادی ارزومندم.


با آرزو سالی سرشار از شادی و سلامتی




| +| نوشته شده در شنبه 1 فروردین1388 و ساعت 22:44 توسط آزاده |


زندگي بهتر ...

پرسيدم: چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟

جواب داد: گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير، با اعتماد زمان حال ات را بگذران وبدون ترس براي آينده آماده شو. ايمان را نگهدار وترس را به گوشه اي انداز .

شک هايت را باور نکن وهيچگاه به باورهايت شک نکن. زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد

مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر

مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را

بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن

فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران... زلال كه باشى، آسمان در توست.




| +| نوشته شده در یکشنبه 25 اسفند1387 و ساعت 22:54 توسط آزاده |


خانه دوست
 
من دلم میخواهد خانه ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوستهایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هر کسی می خواهد
وارد خانه ی پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می نویسم ای یار
خانه ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دیگر
خانه دوست کجاست؟





| +| نوشته شده در سه شنبه 20 اسفند1387 و ساعت 17:26 توسط آزاده |


جملات زیبا
 
در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهربازی اند از بودن در کنار آنان لذت می بری ولی با آنها به جایی نمی رسی.


دوست واقعی هیچوقت مانعت نمیشه مگر اینکه در حال سقوط باشی.


موفقیت واقعی نترسیدن از شکست است.


وسعت دنیای هرکس به اندازه وسعت تفکر اوست .


تجربه نامی است که تمام افراد بر روی اشتباهات خود می گذارند .


آلبرت انیشتین :
دستهایت را برای یک دقیقه بر روی بخاری بگذار ، این یک دقیقه برای تو مانند یک ساعت میگذرد . با یک دختر خوشگل یک ساعت همنشین باش ، این یک ساعت برای تو به سرعت یک دقیقه میگذرد و این همان قانون نسبیت است.


زر اندوزانی که برای مال دنیا کیسه دوخته اند بدانند که لباس آخرت جیب ندارد .


آنانکه می دانند رنج می برند و آنانکه نمی دانند به دیگران رنج می دهند .


وقتی با انگشت به کسی اشاره می کنیم ، به یاد داشته باشیم که سه انگشت دیگر به طرف خودمان بر گشته اند .


حکایت جالبی است که فراموش شدگان فراموش کنندگان را هرگز فراموش نمی کنند .


آنکس که بداند، و بداند که بداند ، اسب شعف از گنبد گردون برهاند …
آنکس که بداند و نداند که بداند ، بیدار کنیدش که شبی خفته نماند …
آنکس که نداند و بداند که نداند ، لنگان خرک خویش به منزل برساند …
آنکس که نداند و نداند که نداند ، در جهل مرکب ابدالدهر بماند .


انسان تنها مخلوقی ست که نمی خواهد همان باشد که هست.





| +| نوشته شده در پنجشنبه 8 اسفند1387 و ساعت 18:25 توسط آزاده |


دوباره ... فردا
 
هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند یک غزال شروع به دویدن میکند و می داند سرعتش باید از یک شیر بیشتر باشد تا کشته نشود
هر روز صبح در آفریقا وقتی خورشید طلوع می کند یک شیر شروع به دویدن می کند و می داند که باید سریع تر از آن غزال بدود تا از گرسنگی نمیرد

مهم نیست غزال هستی یا شیر
با طلوع خورشید دویدن را آغاز کن...





| +| نوشته شده در شنبه 26 بهمن1387 و ساعت 19:22 توسط آزاده |


وقتی خواستم ... گفتند ...

وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.
وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.
وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریه کنم، گفتند دروغ است.
وقتی خواستم بخندم، گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.




| +| نوشته شده در شنبه 12 بهمن1387 و ساعت 22:23 توسط آزاده |



.